السيد الخميني
16
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
و به دست ظلمه ، دست امريكا ، دست شوروى ، دست امثال اينها و آنهايى كه اذناب اينها هستند و اينها همه چيز ما را ببرند ، همه چيز مسلمانها را ببرند ، همه چيز مستضعفان را ببرند و ما بنشينيم بگوييم كه نبايد حكومت باشد ، اين يك حرف ابلهانه است ، منتها چون دست سياست در كار بوده ، اين اشخاص غافل را ، اينها را بازى دادند و گفتند : شما كار به سياست نداشته باشيد ، حكومت مال ما ، شما هم برويد توى مسجدهايتان بايستيد نماز بخوانيد ! چه كار داريد به اين كارها ؟ اينهايى كه مىگويند كه هر علمى بلند بشود و هر حكومتى ، خيال كردند كه هر حكومتى باشد اين بر خلاف انتظار فرج است . اينها نمىفهمند چى دارند مىگويند . اينها تزريق كردهاند بهشان كه اين حرفها را بزنند . نمىدانند دارند چىچى مىگويند . حكومت نبودن ، يعنى اينكه همهء مردم به جان هم بريزند ، بكشند هم را ، بزنند هم را ، از بين ببرند ، بر خلاف نص آيات الهى رفتار بكنند . ما اگر فرض مىكرديم دويست تا روايت هم در اين باب داشتند ، همه را به ديوار مىزديم ؛ براى اينكه خلاف آيات قرآن است . اگر هر روايتى بيايد كه نهى از منكر را بگويد نبايد كرد ، اين را بايد به ديوار زد . اين گونه روايت قابل عمل نيست . و اين نفهمها نمىدانند چى مىگويند ، هر حكومتى باشد حكومت [ باطل ] است ! بلكه شنيدم بعضى از اشخاص گفتهاند كه خوب با اين وضعى كه هست ، الآن در ايران هست ، ديگر ما نبايد تهذيب اخلاق بكنيم ؛ ديگر غلط است اين حرفها ! چيزى نيست ديگر حالا ؛ حتماً بايد استاد اخلاق در يك محيطى باشد كه همهء مردم فاسدند ، شرابخانهها همه بازند و - عرض مىكنم كه - جاهاى فساد همه بازند ! اگر يك جايى باشد كه خوب باشد ، آنجا ديگر تهذيب اخلاق لازم نيست ، نمىشود ، باطل است ! اينها يك چيزهايى است كه اگر دست سياست در كار نبود ، ابلهانه بود ، لكن آنها مىفهمند دارند چى مىكنند . آنها مىخواهند ما را كنار بزنند . بله ، البته آن پر كردن دنيا را از عدالت ، آن را ما نمىتوانيم [ پر ] بكنيم . اگر مىتوانستيم ، مىكرديم ، اما چون نمىتوانيم بكنيم ايشان بايد بيايند . الآن عالم پر از ظلم است . شما يك نقطه هستيد در عالم . عالم پر از ظلم است . ما بتوانيم جلوى ظلم را